
رقابت میان قدرتهای بزرگ جهان، مسیرهای تجاری، جریانهای انرژی و مناسبات دیپلماتیک را تغییر میدهد. کارشناسان معتقدند اهمیت راهبردی قزاقستان بیش از انتخاب یک طرف، به توانایی این کشور برای حفظ ارتباط همزمان با چند قدرت وابسته است.
این موضوع در نشست سیاستگذاری ۲۱ اوت در آستانه بررسی شد. این نشست به همت پلتفرم فکری CFive و مؤسسه هادسون برگزار شد و کارشناسانی از آمریکا، قزاقستان و سوئیس دیدگاههای خود را درباره تحولات جدید اوراسیا مطرح کردند.
سخنرانان برداشت یکسانی از نقش قزاقستان نداشتند. یکی این کشور را بازیگری تعیینکننده در رقابت فزاینده آمریکا و چین دانست. دیگری هشدار داد که نباید آسیای مرکزی را فقط از دریچه منافع قدرتهای بزرگ تحلیل کرد. سخنران سوم نیز تأکید داشت که مهمترین مزیت قزاقستان میتواند «اعتماد» باشد.
قزاقستان؛ بازیگری کلیدی در رقابت آمریکا و چین
کن موریاسو، پژوهشگر ارشد مؤسسه هادسون و کارشناس آسیای بزرگ، آسیای مرکزی و قفقاز، قزاقستان را فقط یک قدرت متوسط با موقعیت جغرافیایی مناسب نمیداند.
او این کشور را «مهمترین دولت نوسانی جهان» توصیف کرد و گفت آسیای مرکزی، قفقاز و ترکیه میتوانند به یکی از عرصههای مهم رقابت آینده آمریکا و چین تبدیل شوند.
به اعتقاد موریاسو، چین تلاش میکند وابستگی خود به گلوگاههای دریایی را کاهش دهد و مسیرهای جایگزین را در سراسر اوراسیا توسعه دهد. خطوط لوله و شبکههای ریلی چین، آسیای مرکزی، منطقه خزر، روسیه و اروپا را به یکدیگر متصل میکنند.
او گفت:
«بهنظر من این روند در دو مرحله پیش خواهد رفت. ابتدا چین تلاش میکند مسیرهای جایگزین را از طریق خشکی اوراسیا ایجاد کند؛ مسیرهایی مانند خطوط لوله و راهآهن که در برابر نیروی دریایی آمریکا آسیبپذیری کمتری دارند.»
از دید او، هرچه چین دسترسی مطمئنتری به انرژی و تجارت از مسیرهای کمتر آسیبپذیر در برابر اختلالات دریایی یا تحریمها داشته باشد، اعتمادبهنفس راهبردی پکن نیز افزایش خواهد یافت.
همین مسئله اهمیت قزاقستان را بیشتر میکند؛ نه فقط به دلیل وسعت و منابع انرژی، بلکه به دلیل قرار گرفتن این کشور در تقاطع چند مسیر مهم منطقهای.
موریاسو معتقد است آمریکا برای تأثیرگذاری بر محاسبات چین لزوماً نیازی به جایگزین شدن با روسیه یا چین در آسیای مرکزی ندارد. به گفته او، واشنگتن میتواند با ایجاد تردید درباره امنیت مسیرهای تجاری چین بر تصمیمهای پکن اثر بگذارد.
این دیدگاه، نقش قزاقستان را از زاویهای متفاوت مطرح میکند. قزاقستان لزوماً مجبور نیست میان واشنگتن و پکن یکی را انتخاب کند؛ بلکه موقعیت جغرافیایی، زیرساختها و سیاست خارجی آن میتواند بر تصمیمگیری قدرتهای بزرگ اثر بگذارد.

سیاست خارجی قزاقستان از نگاه آستانه
این برداشت با واکنش بولات سرسنبایف، دیپلمات باسابقه و سفیر پیشین قزاقستان در هند و اردن، روبهرو شد.
او هشدار داد که نباید آسیای مرکزی را فقط از منظر رقابت قدرتهای بزرگ بررسی کرد.
سرسنبایف گفت:
«شما از طرف یک قدرت بزرگ، یعنی آمریکا، و منافع متفاوت آن صحبت کردید، اما درباره منافع کشورهای خودمان، کشورهای آسیای مرکزی، چیزی نگفتید.»
از نگاه قزاقستان، اتصال و همکاری منطقهای پیش از آنکه یک ابزار ژئوپلیتیکی باشد، یک ضرورت عملی و اقتصادی است.
قزاقستان کشوری محصور در خشکی است که با دو قدرت بزرگ، یعنی روسیه و چین، مرز مشترک دارد. بنابراین نمیتواند خود را از هیچیک از این دو کشور جدا کند و همزمان در تلاش است دسترسی خود را به بازارها و شرکای دیگر گسترش دهد.
سرسنبایف با اشارهای کنایهآمیز به این وضعیت گفت:
«ما کشوری محصور در خشکی هستیم، اما دو اقیانوس داریم؛ یکی روسیه است و دیگری چین.»
به گفته او، موقعیت جغرافیایی قزاقستان فقط یک مزیت برای سایر قدرتها نیست و محدودیتها و الزامات خاص خود را نیز دارد؛ از جمله حفظ روابط با همسایگان قدرتمند، توسعه مسیرهای حملونقل، باز نگه داشتن راههای تجاری و حفظ انعطافپذیری دیپلماتیک.
قزاقستان و اتصال آسیای مرکزی به هند
سرسنبایف همچنین با این دیدگاه که اتصال آسیای مرکزی به هند به دلیل موانع جغرافیایی دشوار یا غیرعملی است، مخالفت کرد.
او با اشاره به رشتهکوههای هیمالیا گفت این موانع مانع تجارت تاریخی میان آسیای مرکزی، چین و هند در امتداد جاده ابریشم و مسیرهای کاروانی نشدهاند.
به اعتقاد او، مسیرهای حملونقل از طریق دریای خزر و ایران نیز نشان میدهند که مسئله اتصال منطقهای همیشه به جغرافیا محدود نمیشود و شرایط سیاسی نیز اهمیت تعیینکنندهای دارد.
او درباره مسیرهای عبوری از ایران گفت:
«مشکل، مشکل سیاسی است.»
وی به تحریمهای اعمالشده علیه ایران اشاره کرد و در عین حال گفت زیرساختهای لازم برای چنین ارتباطی وجود دارد.
اعتماد؛ مزیت مهم قزاقستان در اوراسیا
دیدگاه سوم را مویسه وهابالدین، فعال حقوق بشر، روزنامهنگار و سردبیر The Geneva Times از سوئیس، مطرح کرد.
او معتقد است قزاقستان علاوه بر جغرافیا، منابع طبیعی و ظرفیت اقتصادی، یک مزیت مهم دیگر دارد: اعتماد.
وهابالدین گفت:
«قدرت قزاقستان فقط در این نیست که میان منافع مختلف قرار بگیرد، بلکه در توانایی آن برای ایجاد ارتباط میان این منافع است؛ ارتباط میان اقتصادها، بازارها، نهادها و مردم و شاید مهمتر از همه، ایجاد ارتباط و گفتوگو.»
از این منظر، قزاقستان میتواند راه سومی را دنبال کند؛ نه پیوستن کامل به یک اردوگاه ژئوپلیتیکی، بلکه تبدیل شدن به کشوری که برای چند طرف مختلف بهطور همزمان مفید و قابل اعتماد باشد.
وهابالدین قزاقستان را با ژنو مقایسه کرد؛ شهری که کشورهای دارای منافع متضاد همچنان از ظرفیتهای دیپلماتیک آن برای گفتوگو و مدیریت اختلافات استفاده میکنند.
به اعتقاد او، قزاقستان نیز میتواند چنین نقشی را در اوراسیا بر عهده بگیرد و بر تجربه دیپلماتیک قاسمژومارت توکایف در ژنو و تلاشهای گستردهتر آستانه برای تبدیل شدن به محل گفتوگوهای بینالمللی تکیه کند.
البته او برای تحقق این هدف یک شرط اساسی مطرح کرد: خودمختاری راهبردی باید با اعتبار راهبردی همراه باشد.
به گفته او، اعتبار تنها با حرف ایجاد نمیشود و به نهادهای کارآمد، پیشبینیپذیری، آموزش، سرمایه انسانی، گشودگی و همکاری بینالمللی نیاز دارد.
قزاقستان فراتر از یک مسیر ترانزیتی
مجموع دیدگاههای مطرحشده در آستانه نشان میدهد نقش قزاقستان در اوراسیا میتواند فراتر از تصویر رایج این کشور بهعنوان مسیر ترانزیتی میان چین و اروپا باشد.
زیرساختهای حملونقل و انرژی همچنان بخش مهمی از اهمیت راهبردی قزاقستان هستند، اما چشمانداز بلندپروازانهتر، تبدیل اتصال منطقهای به نوعی نفوذ گستردهتر است.
وهابالدین معتقد است قزاقستان نباید فقط به یک مرکز ترانزیتی تبدیل شود. این کشور میتواند به مرکز دانش، دیپلماسی، سرمایهگذاری و گفتوگوی بینالمللی در منطقه تبدیل شود؛ جایی که طرفهای مختلف بتوانند با یکدیگر دیدار و گفتوگو کنند.

قزاقستان میان قدرتهای بزرگ، اما وابسته به هیچکدام
در نهایت، بحثهای مطرحشده در آستانه نشان داد که پیچیدهتر شدن فضای پیرامونی، اهمیت راهبردی قزاقستان را بیش از گذشته افزایش داده است.
واشنگتن قزاقستان را بازیگری تعیینکننده در رقابت گستردهتر اوراسیا میداند.
آستانه در مقابل، منافع اقتصادی و سیاسی خود را در اولویت قرار میدهد و همزمان روابطش را با قدرتهای مختلف حفظ میکند.
ناظران بینالمللی نیز معتقدند قزاقستان ظرفیت تبدیل شدن به محلی برای نزدیک کردن منافع متعارض و ایجاد گفتوگو میان طرفهای مختلف را دارد.
این نقشها الزاماً با یکدیگر در تضاد نیستند، اما به تعادل ظریفی نیاز دارند.
قزاقستان از نظر ابعاد اقتصادی و سیاسی توان رقابت مستقیم با چین، روسیه، آمریکا یا اتحادیه اروپا را ندارد. منبع اصلی نفوذ احتمالی این کشور چیز دیگری است: حفظ ارتباط با همه این قدرتها، بدون وابستگی به هیچیک از آنها.
در جهانی که قدرتهای بزرگ بیش از گذشته از کشورهای کوچک و متوسط میپرسند «در کدام طرف ایستادهاید؟»، شاید پرسش مهمتر برای قزاقستان این باشد:
«چه چیزهایی را میتوانیم به یکدیگر متصل کنیم؟»